شيخ محمد جعفر امامى

97

لغات در تفسير نمونه ( فارسى )

مىپيوست ، باشد . « 1 » [ بَحيره : ] « مَا جَعَلَ اللَّهُ مِنْ بَحيرَةٍ » « بَحيره » به حيوانى مىگفتند كه پنج بار زاييده بود و پنجمين آنها ماده - و به روايتى نر - بود ؛ گوش چنين حيوانى را شكاف وسيعى مىدادند ، و آن را به حال خود آزاد مىگذاشتند و از كشتن آن صرف‌نظر مىكردند . « بحيره » از مادّهء « بحر » به معناى وسعت و گسترش است ، و اين كه عرب دريا را بحر مىگويد ، به خاطر وسعت آن است . و اين كه « بحيره » را به اين نام مىناميدند به خاطر شكاف وسيعى بود كه در گوش آن ايجاد مىكردند . « 2 » [ بخس : ] « وَ لا تَبْخَسُوا النَّاسَ » « بخس » به معناى كم گذاردن حقوق افراد و پايين آمدن از حدّ است ، به گونه‌اى كه موجب ظلم و ستم گردد . و اين كه ، به زمين‌هايى كه بدون آبيارى زراعت مىشود « بَخْس » گفته مىشود ، به همين علت است كه آب آن كم است ( تنها از باران استفاده مىكند ) و يا آن كه محصول آن نسبت به زمين‌هاى آبى كمتر مىباشد . و اگر به وسعت مفهوم اين جمله نظر بيافكنيم ، دعوتى است به رعايت همهء حقوق فردى و اجتماعى براى همهء اقوام و همهء ملت‌ها ، « بخس حق » در هر محيط و هر عصر و زمان ، به شكلى ظهور مىكند ، و حتى گاهى در شكل كمك بلا عوض ؛ و تعاون و دادن وام ( همان‌گونه كه روش استثمارگران در عصر و زمان ما است ) . بعضى نيز گفته‌اند : « بَخْس » اشاره به اين است كه چيزى از « حسنات » آنها كاسته نمىشود . بعضى نيز « بَخْس » را ناظر به كمبود « حسنات » دانسته‌اند . « 3 » [ بُخْل : ] « وَ أَمَّا مَنْ بَخِلَ » « بُخْل » در سورهء « ليل » نقطهء مقابل « اعطاء » است كه در گروه سخاوتمندان سعادتمند بيان شد ، وَ اسْتَغْنى : « بى نيازى بطلبد » . يا بهانه‌اى است براى بخل‌ورزيدن ، و وسيله‌اى است براى ثروت اندوختن . يا اشاره به اين است كه او خود را از پاداش‌هاى الهى بى نياز مىشمرد . بر عكس گروه اول كه چشمشان دائماً به لطف خدا است . و يا خود را از اطاعت پروردگار مستغنى مىبيند و دائماً آلودهء گناه هستند . از ميان اين تفسيرهاى سه‌گانه ، تفسير اول مناسب‌تر به نظر مىرسد ، هر

--> ( 1 ) . انعام ، آيهء 59 ( ج 5 ، ص 335 ) ؛ روم ، آيهء 41 ( ج 16 ، ص 475 ) ( 2 ) . مائده ، آيهء 103 ( ج 5 ، ص 131 ) ؛ يونس ، آيهء 59 ( ج 8 ، ص 398 ) ( 3 ) . اعراف ، آيهء 85 ( ج 6 ، ص 299 ) ؛ هود ، آيات 15 ، 85 ( ج 9 ، ص 65 ، 244 ) ؛ يوسف ، آيهء 20 ( ج 9 ، ص 422 ) ؛ جنّ ، آيهء 13 ( ج 25 ، ص 124 )